سیمین ساق، بانک شعر پارسی

سپاه از دو سو صف برآراستند

هزبران به نخجیر برخاستند

سراپای گهر موج است اگر آغوش بگشاید

گره تاریست کز پیچیدگی کردند کوتاهش

سوی میمنه جهن افراسیاب

همی نیزه بگذاشت از آفتاب

سایه کن بر فرق خورشید افسران روزگار

چتر اگر بر فرق سر روز جزا می بایدت

سپاهی بهامون بیامد ز گنگ

که بر مور و بر پشه شد راه تنگ

سقری گرسنه ست بر گذرت

مال و جاهست هیزم سقرت

سکندر دران داوریگاه سخت

پی افشرد مانند بیخ درخت

سراپردهٔ شهریار جهان

کشیدند بر پیش آب روان

سکندر چو غوغای بدخواه دید

ز خود دست آزرم کوتاه دید

سوی اصل از سرای محنت و داغ

با لباس کبود رو چو چراغ

تعداد ابیات منتشر شده : 503494