سیمین ساق، بانک شعر پارسی

سلطان اویس داور دین کز کمال عدل

در سلطنت قواعد نوشین روان نهاد

سودای لب چنین کسی نتوان پخت

با خویشتن آی این چه بی خویشتنیست

سعی فطرت دور گرد معنی تحقیق ماند

غیرت او داشت افسونی که ما را ما نکرد

سپهر گرم رو سردی بسی کرد

بدین زن ناجوانمردی بسی کرد

سر نامه بود از نخست آفرین

چنانچون بود رسم آیین و دین

سیمت ز کل حبه طلب ورنه ازو

سگ داند و کفشگر که در انبان چیست

سزد گر بشنود توحید یزدان

هر ان مؤمن که او باشد سخندان

سرکشی گر بر دماغت زد شکست آماده باش

خاک از شغل عمارت عافیت برپا نکرد

سرمه خاموشیی خواهم که گوش پرده در

چون لب پیمانه بیزار از سخن بیند مرا

سود دارد هر که سر بر خَطِّ فرمانت نهاد

وانکه سر ننهد برین خط جان کند بر تن زیان



تعداد ابیات منتشر شده : 380540