سیمین ساق، بانک شعر پارسی

شرح مناقبش را باد آسمان صحیفه

تا در کف عطارد دیوان تازه بینی

شد لاشهٔ عمر پیر و فرسوده

وبن کرهٔ بخت همچنان توسن

شیدا نهاد بند گران دارم و مرا

بند گران به زندان شیدا کند همی

شو اولی الامر بخوان پس عدد آن بشناس

به حساب جمل و مبلغ آن نیک بدان

شاها زمانه بر تن من جور می کند

او را بدو گذاشته ام تا کند همی

شاه مشروطه مرد در غربت

گشت جانش رها ز رنج و محن

شاها خدای داند تا لفظ روزگار

بر جاه و قدر تو چه ثناها کند همی

شب وصلش فراغی از فروغ صبحدم دارد

چه حاجت روز روشن را به نور شمع کافوری

شد دشمن تو ز بی وفائی

خود باز برید از آشنائی

شروان مدائن آمد چون بنگری به حضرت

کسری وقت یابی، ایوان تازه بینی


  • جستجوی عشق در عطار
  • جستجوی صبا در سعدی
  • جستجوی انتظار در حافظ
  • جستجوی یکبار در عراقی
  • جستجوی مژگان در حافظ
  • جستجوی ناگفته سخن در بیدل دهلوی
  • جستجوی شاهوش در حافظ
  • جستجوی دولت جاوید در سعدی
  • جستجوی دور در همه ی آثار
  • جستجوی زلف مشکی در حافظ
  • تعداد ابیات منتشر شده : 361617