سیمین ساق، بانک شعر پارسی

شه چینی چو آگه گشت ازان کار

گل تر را بر خود خواند ازدار

شب همی جوشم در آتش همچو دیگ

روز تا شب خون خورم مانند ریگ

شایستۀ مدیح تو چون نیست این سخن

آن به که بر دعا کنم امروز اختصار

شاه فرّخ رخ که یابد فرّ فرزینی ازو

هر پیاده کش دود در پای اسب پیلتن

شد پارس یکی حلقهٔ گزین

شیراز بر آن حلقه چون نگین

شبنم من چشم می پوشد ز روی آفتاب

چهره گل کی به چشم اشکبار آید مرا؟

شیرینتر از شکر به سخن در لطیفه ای

رویت نمود لعل تو نامش دهان نهاد

شکرانه را سزد که نثار درت کنیم

جانی که داشتیم ز لطف تو یادگار

شاید ار مکری ندانم من ولی داند حسود

کاین ندانست آدم و دانست ابلیس لعین

شکیب کردن نادلپذیر دان ز دلی

که بسته سخن دلپذیر خوبان شد



تعداد ابیات منتشر شده : 380555