سیمین ساق، بانک شعر پارسی

شوریده ز جاش بر گرفتند

فریاد و نفیر در گرفتند

شه ز رحمت به سوی او چو شتافت

غیر خاکسترش به جای نیافت

شعله از ژنده در تنش آویخت

او ز دیدار شه نظر بگسیخت

شده از تفّ شورهٔ بدرنگ

همچو سیماب ریزه در وی سنگ

شوریده ز جای خویش برخاست

سترادبش، ز پیش برخاست

شد چو از ره سواره بگذشتی

گلخنی در نظاره گم گشتی

شخصی ز موافقان مجنون

صافی گهری چو در مکنون

شکفت و عطر برافشاند و خنده کرد و بریخت

نتیجهٔ گل افسرده عاقبت این بود

شستند ز اشک، زنده دلان روی خود چو شمع

تو وقت صبح روی نشستی ز خواب شب

شه سکندر دو گوش خر دارد

خلق از این راز او خبر دارد

تعداد ابیات منتشر شده : 501619