سیمین ساق، بانک شعر پارسی

شاه در ملک خویش از پی جود

چون شد او پیش عقلها مسجود

شمع من گرم حیا کرد مگر سوی چراغ

می توان کرد شنا در عرق روی چراغ

شاه موصل دید پیگار مهول

پس فرستاد از درون پیشش رسول

شام خوردیم و تخت خوابیدیم

می قوی بود سخت خوابیدیم

شنیدم که لقمان دانش پژوه

که آمد ز بس زندگانی به ستوه

شاخ گل و سروی که سر ناز کشیده

تصویر کمانی و خدنگی ست درین باغ

شه ز بس خون که ریخت از شش سون

گوی یاقوت شد زمین از خون

شده با کل همه جزء جهانم

نموداریست این عضو عیانم

شیخ گفتا که ای به فهم لطیف

از چه روی چنین ضعیف و نحیف

شیخ چون این سخن شنید ازو

گفت ازینسان مگوی بلکه بگو

تعداد ابیات منتشر شده : 509595