شجاع چون علی است و به شرم چون عثمان

کریم طبع چو بوبکر و داد ده چو عمر

شاه خوبان، چو دید آن حالت

متاثر شد از چنان حالت

شبی، آن مه، چو جمله خلق بخفت

زد در شیخ و در جوابش گفت:

شاخ گل از رنگ عشرت بس که بی سرمایه بود

قطره خونی به چندین نیشر آورده است

شکرلله که رسیدم به تماشا گه وصل

کردم از خاک درت تقویت بینایی

شراری جهد ز آهن نعل اسبش

که حراقش اروند و ثهلان نماید

شاید که دل ز عشق قیامت همی کند

کش آرزوی آن قدر وقامت همی کند

شبی کز شبیخون کشد تیغ چون خور

چو ماه از کواکب سپه ران نماید

شاعری در مذاق همت من

بی ضرورت نمی شود شیرین

شهریاران دگر دارند دنیایی و بس

پادشاه دین و دنیا اوست از شاهنشهان



تعداد ابیات منتشر شده : 206556