سیمین ساق، بانک شعر پارسی

عمارت نکرد آن قدر در خراب

که ایمن بود ز ابرو از آفتاب

عمری ست به حیرتکدهٔ عجز مقیمم

در نقش قدم سوخت دماغ سفر داغ

عقل داند برای صرفهٔ علم

که ز صرّاف کین نیاید حلم

عالم همه در دیدهٔ عشاق سیاه است

بر دود تنیده است هجوم نظر داغ

عالم همه داغست و ندارد اثر داغ

در لاله ستان نیست کسی را خبر داغ

عکس ساقی در شراب ناب دیدن خوشترست

حسن عالمسوز را در آب دیدن خوشترست

عیب مسکینی مکن افتان و خیزان در پیت

کآن نمی آید تو زنجیرش به گردن می بری

عمرها شد شسته ام چون ابر دست از خرمی

بیدل از من گریه می خواهد چه صحرا و چه باغ

عشق او شخص و عشق ما سایه

سایه از شخص می برد مایه

عشق او تخم عشق ما و شماست

خواستگاری نخست از وی خاست

تعداد ابیات منتشر شده : 509595