سیمین ساق، بانک شعر پارسی

قمری از پاس غلط دل برنمی دارد ز سرو

ورنه از سرو سهی آن قد رعنا بهترست

قوت گیرایی شهباز در سرپنجه است

زود می چسبد به دل چشمی که خوش مژگانترست

قوم گفتندش به پیکار و نبرد

با چنین زهره که تو داری مگرد

قصه کوته کن کزان چشم این چنین

رفتم از خود اوفتادم بر زمین

قیامت است طمع ز امتلا نمی میرد

که تا به حلق رسیده است می خورد تشنیع

قیمت تحفه هست ازان افزون

کش بدینها کنم ز دل بیرون

قیمت تحفه بر به خدمت شیخ

تا شوی بهره ور ز همت شیخ

قضا به ناله مظلوم و لابه محروم

دگر نمی شود ای نفس بس که کوشیدی

قبضی آمد پدیدش اندر دل

بر وی ادراک سر آن مشکل

قرب یک سال آنچنان می بود

همدم گریه و فغان می بود

تعداد ابیات منتشر شده : 509595