سیمین ساق، بانک شعر پارسی

قلزم قیر و قار تا ابراج

برفشانده تلاطم امواج

قمر آنجا طریق گم کرده

شمس در وی شعاع بسپرده

قول بنده ایش شاء الله کان

بهر آن نبود که تنبل کن در آن

قوی حجت از هر چه گیری شمار

بری حاجت از هر چه آید به کار

قدرتش بر اختیارات آنچنان

نفی نکند اختیاری را از آن

قدرت تو بر جمادات از نبرد

کی جمادی را از آنها نفی کرد

قناعت می کنم با درد چون درمان نمی یابم

تحمل می کنم با زخم چون مرهم نمی بینم

قرب او چیست از حق آگاهی

بعد او زین طریقه گمراهی

قفس نشکسته ای تا وانماید رنگ پروازت

که هرگنجشک پرورده ست عنقا درته بالش

قناعت پرور عشقم مکن انکارم ای زاهد

تو و صد سبحه گردانی من و یک دانهٔ خالش

تعداد ابیات منتشر شده : 501619