سیمین ساق، بانک شعر پارسی

قناتی سرد و بید سایه کستر

شکنج آبدان چون جعد دلبر

قضا گلشن چرخ را در رکابت

قبا بسته چون غنچگان می دواند

قابل شایستگی چیزی به از تسلیم نیست

سجده گر خود سهو هم باشد عبادت می شود

قناعتست و مروّت نشان آزادی

نخست خانة دل وقف این دو گانه کند

قرض ده کم کن ازین لقمهٔ تنت

تا نماید وجه لا عین رات

قبول باطنی دوست تا چه فرماید

که در مخالفت ظاهر اشتباهی نیست

قناعت شد ز ملا سعد تازی

به « وطواط » و به « شمس قیس » رازی

قدردانی همه کس تنن اداگواه تو بس

کز لب تو نام حیا بی عرق برون نشود

قلدرانه گنه می کنم ندارم باک

از آنکه رحمت حق ضامن گناه منست

قرار در تن خاکی مجو ز جان صائب

حضور، پا بر رکاب است کاروانی را

تعداد ابیات منتشر شده : 466260