نفور باد زمن راحت حیوة،اگر

شوم ز طاعت تو تا بوقت مرگ نفور

نماند در وی اندوه سلامت

شود کاهی بر او کوه ملامت

نماند از سیل اشک من زمین را یک بنا محکم

کنون ترسم که نقصان در بنای آسمان افتد

نرم نرم از سمن آن نرگس پر خواب گشاد

ژاله ژاله عرق از لالهٔ او کرد اثر

نرمکی عقل گوش من مالید

کاین همه پایه یافتی ز هنر

نه شنید از کسی، نه با کس گفت

در عبادت به آشکار و نهفت

نیست غیر از شاه ایران هیچ صاحب بخت را

بندگان تاجدار از پادشاهان زمان

نطق او هر جا که بگشاید سر درج سخن

مستمع را مغز گوهر می شود در استخوان

نه کمترم به وفا داشتن من از قمری

که از فراق به گاه سحر بموید زار

نگهبان سه لشکر سه گرد دلیر

هژیر و گراهون و نشواد شیر



تعداد ابیات منتشر شده : 206541