سیمین ساق، بانک شعر پارسی

نه بس زیبا بود، کز چشم کوتاه،

پرستار پرستاری شود شاه!

نهان سوی خضر خان کس فرستاد

نموداری به عذر از دل برون داد

نغمهای آوخ آوخ خاست زان حورا سرشت

کانچنان دلکش نوایی زخمهٔ مزمار داشت

ناله ای کافی ست گر مقصود باشد سوختن

یک شرر سامان صدگلخن بضاعت می شود

نشان ما شناسی عین خونت

وگر نه گفتن پر از جنونت

نشستی عاقبت زان زخم دلدوز

به روز ماتم خود بهترین روز

ناگه آورد فتنه غوغایی

تا غلط شد چنان تمنایی

نفی قدر ما همان اثبات آب روی ماست

خاک را بر باد دادن اوج لذت می شود

نمی رویم چو ماهی به چشمه سار زره

چو تیغ، جوهر ذاتی بس است جوشن ما

نشسته بر تن ما لاغری چو نقش حصیر

شکستگی نرود از قلمرو تن ما

تعداد ابیات منتشر شده : 466260