سیمین ساق، بانک شعر پارسی

نتوان بود ز نیرنگ عتابش غافل

بزم گرم است به افروختن روی چراغ

ندانند و مرا همچون تو ای حق

بیاویزند پهلوی تو مطلق

ناشده گرم خواب ، چشم حقیر

باز برشد زکام خفته نفیر

نیست جفت ناموافق را علاجی جز طلاق

با تو گر دنیا نسازد، ترک دنیا بهترست

نثاری کزان در برانگیختم

به درگاه پیغمبرش ریختم

نباید گفت این با هر کس ای دوست

که تو مغزی و خلقانند در پوست

نبیره فریدن و پور پشنگ

بورد با او مرا نیست ننگ

نرم نرمک سرش برآوردم

بالشش زیر سر عوض کردم

نمانم که یک تن بپیچد ز درد

دگر بیند از باد خاک نبرد

نرم نرمک دو دست یازیدم

بالشش زیر سر طرازیدم

  • جستجوی گشت در همه ی آثار
  • جستجوی کنج ، یار ،می در خیام نیشابوری
  • جستجوی منتظر در همه ی آثار
  • جستجوی آرزو در همه ی آثار
  • جستجوی درد كشأنkpvj"gk'go در حافظ
  • جستجوی عشق در حافظ
  • جستجوی ناگفته سخن در بیدل دهلوی
  • جستجوی خرد در فردوسی
  • جستجوی مادر در سعدی
  • جستجوی سرمست در همه ی آثار
  • تعداد ابیات منتشر شده : 509595