سیمین ساق، بانک شعر پارسی

نوروز ران گشاده است از موکب جلالش

تا پیکر جهان را خندان تازه بینی

نه چنان باز گرفتی قدم از ما که دگر

رویِ آن است که دستی به سرم بازآری

نه عجب گر بود از دست تو در غزنین شاه

و آن کجا هست هم از دست تو در توران خان

نمیگردد کمم یکدم ز دل سوز

چه سازم چون کنم بگذشت چل روز

نگسلم مهر، گو رگم بگسل

نشکنم عهد، گو سرم بشکن

نام سلطان به جمل چون عدد ایشانست

پس بود قاعدهٔ نظم جهان چون ایشان

نه هرکس خود گردهم خود گد از است

نه هرکس مست ناز اندر نیاز است

نشکنم عهد شاه را که نهند

لقب من بهار عهدشکن !

ناتوانی زانکه راهی بس دراز و پیچ پیچ

از سر زلف جبینم زیر پا می آوری

نسرین زنخ صنم چه کنم اکنون

کز عارضین چو خوشهٔ نسرینم؟


  • جستجوی دریا در فایز
  • جستجوی ساق در همه ی آثار
  • جستجوی اهل فضل در سعدی
  • جستجوی که هستی را نمی بینم بقایی در سعدی
  • جستجوی زندگی در همه ی آثار
  • جستجوی راح در حافظ
  • جستجوی دور در همه ی آثار
  • جستجوی درد در فردوسی
  • جستجوی خرد در فردوسی
  • جستجوی چاره در مولوی
  • تعداد ابیات منتشر شده : 361602