سیمین ساق، بانک شعر پارسی

ور همی خواهی که پوشی تن به تشریف هدی

دام خود کامی چو گمراهان به گرد خود متن

وگر نی رنج خویش از خویشتن بین

چو رویت ریش گشت و دستت افگار

ور ز فغفور و ز قیصر مثلا یاد کنند

هر دو بر خاک نهند از دو طرف پیشانی

ور به چشم کرمی جانب بالا نگرند

چرخ بیرون شود از ورطهٔ سرگردانی

وقتست کنون که که رباید

رنگ رخ من ز روی دیوار

ور جهان را گره ابروی کین بنمایند

بگریزد ز جهان صورت آبادانی

ولی ز آنجا که یزدان آفرید است

نیاکان مرا ملت پدید است

وگر پیش لب لعلش حدیث بوسه ای گویم

سر زلفش برآشوبد، دهان تنگ دربندد

ولیک با همه هم نکته یی در اندازم

بطیبتی ، نه ز روی شکایتی، حاشا

ورنه کم گوی سخن، رو پس ازین خامش باش

که خموشی ز گناه سخنست استغفار



تعداد ابیات منتشر شده : 292227