سیمین ساق، بانک شعر پارسی

ور مرادت مال و زر و گوهرست

این ز ملک شهر خود آسان ترست

وز آنجا به تدبیر آزادگان

درآمد سوی آذر آبادگان

ور دهد ترکش کن و مه را بیار

تا کشم من بر زمین مه در کنار

ولیکن چون قلم راندم حقیقت

نوشتم خویش و خود خواندم حقیقت

وگر بایدت تا به حکم نوی

دگرگونه رمزی ز من بشنوی

وزآن پس برآمد ز لشکر خروش

زمین و زمان شد پر از جنگ و جوش

وحشت همه فرش افکنی خواب بهار است

کو سایهٔ گل پشت پلنگی ست درین باغ

ولیکن آخر کار اندر اینجا

فرو مانده نهاده سر در اینجا

ولی میگویمت اینجایگه راز

که پیش از مرگ بنمایم ترا باز

وصالم دید دید جاودانست

مر این را صد کتب شرح و بیانست

تعداد ابیات منتشر شده : 509595