سیمین ساق، بانک شعر پارسی

یکی رزمگاهی گزین دوردست

نه بر دامن مرد خسروپرست

یکی شد در وصال جان و دل گم

میان قطره اندر بحر قلزم

یک کنیزک دارد او اندر کنار

که به عالم نیست مانندش نگار

یعنی آن راکه کیف خواهد و حال

کیف باید ز نقد مالامال

یکی باشد بیان مختلف راز

از اینجاهم یکی بد سوی آغاز

یکی باز کن پرده زین خاک زرد

که دیبای چینی بینی اندر نورد

یعنی این دست بوسه گاه کسی است

که به دستش ازین متاع بسی است

یارب از سرمنزل مقصد چه سان یابم سراغ

دیده حیرانست و من بیدست و پا، دل بی دماغ

یقین چون گنج یابی در خرابه

چه خواهی کرد آنجا گه قرابه

یکی تاجور بهتر از سد بود

که باران چو بسیار شد بد بود

تعداد ابیات منتشر شده : 509595