سیمین ساق، بانک شعر پارسی

یکی داد باغی به بی توشه ای

ندادش ز باغ آن دگر خوشه ای

یافتستند از بدی ها کیفر و پاداش خویش

کیفر و پاداش یابدگرگ در آزار میش

یک به یک نشئه جمال تو بود

که در اطوار مختلف بنمود

یک نظر بر جمال طلعت دوست

گر به جان می دهند تا بخریم

یک نگه بیش از شرار من هوس نگشود چشم

عالمی را کرد پنهان گرد از خود رفتنش

یقین صورت ز باد و آب و آتش

درین خاکست آتش مانده سرکش

یا گریزی از وزیر و قصر او

این نباشد جست و جوی نصر او

یکی گونه ماننده هر یکیست

همه هستی از ملک او اندکیست

یکی باد و ابری سوی نیمروز

برآمد رخ هور گیتی فروز

یقین چون بیگمانی از رخ یار

همین میخوان که اینست پاسخ یار

تعداد ابیات منتشر شده : 502039