سیمین ساق، بانک شعر پارسی

یکتایی اش افسون ادب خواند بر اظهار

مقراض بیان گشت زبانی که دو لب داشت

یکی دگر عدم کاتبان که آن چه ز نظمم

تمام بود و نبودش ز خط لباس صفائی

یکی تهیه ترتیب رطب و یا بس دیوان

که فکر می طلبد آن مهم فکر رسائی

یک بندهٔ تو روز قتال مخالفان

در طعن و ضرب صاحب صدور ستم شده

یکی خودی چو آیینه بسربر

یکی جوشن پلنگینه ببر در

یکی از شکل و قد و زلف و دهان

از «الف، لام و میم« داده نشان

یکی ابروی کج عیان کرده

سر «نون و القلم» بیان کرده

یک نگه کردن ما این همه آزار نداشت

باغبان حق نگاهی به گلستان دارد

یک حلقه به گوش خسرو انداز

کو بنده تست و حلقه در گوش

یا ز بی آبی چو خار از خیرگی دیده مدوز

یا ز رعنایی چو گل بر تن بدران پیرهن



تعداد ابیات منتشر شده : 292227