سیمین ساق، بانک شعر پارسی

یا نمی دانی کرمهای خدا

کو ترا می خواند آن سو که بیا

یکی پیل پیکر درفش از برش

بابر اندر آورده تابان سرش

یاربم نکرد زور سرپنجه

با پنجه روزگار مردافکن

یک مسمی دان و اسما صدهزار

یک وجود و صد هزارش اعتبار

یک غنچه صدگلستان آغوش می گشابد

مقعد به خنده باز است طبع حزین که دارد

یلانش کمند افکن و گردگیر

سوارانش دوزنده سندان به تیر

یا ندیدی کاهل این بازار ما

در چه سودند انبیا و اولیا

یا ز انده و غم الفی سیمین

ایدون چنین چو نونی زرینم

یک صراحی شراب ناب فرست

باشد آن نزد همت تو سلیم

یعنی که بود ز فرقت یار

هر چیز خلاص و من گرفتار


  • جستجوی عشق در عطار
  • جستجوی صبا در سعدی
  • جستجوی انتظار در حافظ
  • جستجوی یکبار در عراقی
  • جستجوی مژگان در حافظ
  • جستجوی ناگفته سخن در بیدل دهلوی
  • جستجوی شاهوش در حافظ
  • جستجوی دولت جاوید در سعدی
  • جستجوی دور در همه ی آثار
  • جستجوی زلف مشکی در حافظ
  • تعداد ابیات منتشر شده : 361617