چون بوم بدخبر مفکن سایه بر خراب

در اوج سدره کوش که فرخنده طایری

باز سپید روضهٔ انسی چه فایده

کاندر طلب چو بال بریده کبوتری

ای مرغ پای بسته به دام هوای نفس

کی بر هوای عالم روحانیان پری؟

گر کیمیای دولت جاویدت آرزوست

بشناس قدر خویش که گوگرد احمری

پیداست قطره ای که به قیمت کجا رسد

لیکن چو پرورش بودت دانهٔ دری

چندت نیاز و آز دواند به بر و بحر

دریاب وقت خویش که دریای گوهری

گر قدر خود بدانی قدرت فزون شود

نیکونهاد باش که پاکیزه پیکری

بس آدمی که دیو به زشتی غلام اوست

ور صورتش نماید زیباتر از پری

تا جان معرفت نکند زنده شخص را

نزدیک عارفان حیوانی محقری

دنیا به دین خریدنت از بی بصارتیست

ای بدمعاملت به همه هیچ می خری



تعداد ابیات منتشر شده : 167058