زین حدیث ار چه سر بجنبانی

ننگ سر کین کشان لنبانی

کیسه ات شد ملا ز چیز کسان

باد ریشت خلا ز تیز کسان

بتو اکنون ز کازرون و پسا

مینویسند ملحد الرّؤسا

روبکار گل ای خر نادان

چون برد سیم مرد بازرگان

از بر خواجگان برون ندرخت

تو و سرگین کشی بپای درخت

بخدا کانکه اهل این کارند

از تو و سیرت تو بیزارند

نی خطا گفتم این، خطا گفتم

مر ترا راهزن چرا گفتم؟

مردم لنبه سر که بنشینند

مصلحت همچو تو درین بینند

چه خوری گرد راه و رنج سفر

بر در شهر کاروان می بر

نیست فرقی ترا حرام وحلال

کی هراست بود ز وزرووبال؟

تعداد ابیات منتشر شده : 510165