سیمین ساق، بانک شعر پارسی

رفتی از دست من ای یار و نه آن شهبازی

که بدست آورمت، باز به بازی بازی

رفته بود از جا دل ما بازش آوردی بجای

راستی را شرط دلداری بجا می آوری

رنگ بنای طاعت بر خدمت سرین نه

امروز طرح محراب جزگنبدین که دارد

راحم و مرحوم از آن می خوانمش

اسم او ذات و صفت می دانمش

راه دل رازدار بسته زبان را

در حرم اهل راز یافته بودم

رقیبش ز ننگم نگشت، ار نه من

سر و تیغ در آستین داشتم

راه رو تا به عقل بشناسی

خاک زرگر ز خانهٔ حداد

رنج در خدمت او برکه بر او سود کنی

چون بر او سود کنی رنج نیاید به زیان

رخ زر دست و آه سرد و اشک گرم و خون دل

نشان مرد درد ما تو زین معنی چها داری

روح کلی باشد و لوح و قضا

هست جزویات او ارواح ما



تعداد ابیات منتشر شده : 361602