سیمین ساق، بانک شعر پارسی

رویش نشان غالیه دارد مگر که روی

بر خاک پای پادشه کامران نهاد

رد کرده ترین عالم انگار

آن کس که ورا جوان نمیرد

رهایی نیابد سر از بند اوی

یکی را همه فر و اورند اوی

رو، ای صبا و سلامم به دلنواز رسان

نیاز بنده بدان شوخ عشوه ساز رسان

ره یافت به آشیان ایشان

شد تفرقه گر میان ایشان

روی داری چون سهیل و لعل داری چون عقیق

هرکرا باشی به دامن بی نیازست از یمن

رایت فتح و ظفر، راید خیل تو باد

آنکه به یک حمله پارس تا به خراسان گرفت

رو به کناری بساز، چون نتوانی

کام دل خویش در کنار گرفتن

رونق و قیمت به او باشد جهان را تابود

چشم را قیمت به نور و جسم را قیمت به جان

رنج غربت رفت و تیمار سفر

«بوی یار مهربان آید همی»



تعداد ابیات منتشر شده : 380525