سیمین ساق، بانک شعر پارسی

ضبط موج است آنچه آب گوهرش نامیده اند

حرص اگر اندک عنان گیرد قناعت می شود

ضحاک وار کشته بسی بی گناه را

بر دوش تا فکنده دو مار سیاه را

ضعف سرمایه ام از لاف غرور آزادم

من و آهی که رگ گردن دعوی نشود

ضرور تا نشود، لب به گفتگو مگشا

عنان کشیده نگه دار اسب سرکش را

ضعیف و مبتلا و خوارمانده

عجایب خسته و غمخوار مانده

ضیافتی که در آنجا توانگران باشند

شکنجه ای است فقیران بی بضاعت را

ضعف اندر ضعف و کبرش آنچنان

که به خواری بنگرد در واصلان

ضربت هجر همی خسته کند جان مرا

آه اگر ضربت او کارگر آید روزی

ضبط آه ما چراغ شوق روشن کردن است

آتش دل آبروی دیدهٔ مجمر بود

ضمیرش محرم دیرینهٔ عشق

نیاز خازن گنجینهٔ عشق

تعداد ابیات منتشر شده : 466260