پای چون محکم کنم در بزم سرگرمان عشق؟

گر نخیزد شعله چون شمع از گریبان کسی

پیوسته روز غمزدگان تیره بود، لیک

از روزگار تیره من تیره تر نبود

پا بزندان مظاهر بسته ای

از حدود حس برون نا جسته ای

پیمانهٔ این چرخ را سه نام است

معروف به امروز و دی و فردا

پلاس افکن آخور استرانش

فنا خسرو و تخت ایران نماید

پنجه مرجان کجا گیرد عنان بحر را؟

پیش عزم او نگیرد دشمن لرزنده جان

پرده بساز ای مطرب مجلس

باده بیار ای ساقی مستان

پس ز روی پاکبازی، جهد کرد

تا فشاند هست اگر در کیسه گرد

پادشاهان دگر شوکت ز شاهی یافتند

پادشاهی از شکوه ذاتی او یافت شان

پیش تیر ارادت معشوق

جگر خویش را سپر کرده



تعداد ابیات منتشر شده : 206512