سیمین ساق، بانک شعر پارسی

پدران و برادران و همه

راعی خلق و خلقشان چو رمه

پس یک سال که بر گش به در آید ز درخت

دست دهقان را هردم کند از خار فکار

پرنور چو روی روز کرده

شب را بفروغ شمع رخسار

پیش آن چشم خواب ناک سیاه

سرمه بی قدر همچو خاک سیاه

پشت بر پشت او نهاده چو کوه

هریکی ز آن دو سد جهان شکوه

پر از چین رخ، آیینه مگذار پیش

به سوهان مکن روی آیینه ریش

پس از تجسس کامل که یک دو کاتب کاهل

به ناز و عشوه نمودند و دلبرانه لقائی

پیش چشم خود مگو، گر با تو گویم سوز خویش

زانکه می دانی مزاج غمزه کین توز خویش

پوستینش میکنم فصل شتا

سفره ام این است، هر صبح و مسا

پاسشان حبس زمین است و درو قارون وار

فتنه و جور و ستم هر سه شده زندانی



تعداد ابیات منتشر شده : 292199