سیمین ساق، بانک شعر پارسی

پرده از پیش چاک زد که چنین

شد چو ماهی و ماه دجله نشین

پر اندیشه از گنبد تیز گشت

که فردا بسر بر چه خواهد گذشت

پس همه اجسام و اشیا تبصرون

واندرو قوتست و سم لاتبصرون

پی بر، پی او، چنانک دانم

گفتم قدمی زدن توانم

پایه خورشید نیست پیش تو افروختن

یا قد و بالای سرو پیش تو افراختن

پرده ها را این زمان برداشتم

حسن را بی واسطه بفراشتم

پیر عشق تست نه ریش سپید

دستگیر صد هزاران ناامید

پس به امر شاه دژخیمی پی اهلاک او

رفت و درکرمابهٔ فین ریخت خون پاک او

پیل هندستان بلی دنبال کرد آن شیر را

تا به کاشان سرخ کرد از خون او شمشیر را

پیش او هر ذرهٔ آن خاک گور

گوش دارد هوش دارد وقت شور

تعداد ابیات منتشر شده : 503494