سیمین ساق، بانک شعر پارسی

پیشتر از صبح ، یاران در چمن حاضر شوید

ورنه گل تا لب گشاید خنده قسمت می شود

پاس خواب غفلت از منعم حضور فقر برد

بر بنای سایه بی دیواری آفت می شود

پیرهن چاک زنم دمبدم از غم چکنم

که مرا کار بدان سرو قباپوش افتاد

پس پشت لشکر ز پیلان گروه

زمین از پی پیل گشته ستوه

پس پشت ایشان سواران جنگ

کز آتش بخنجر ببردند رنگ

پیاده که اندر خور کارزار

بفرمود تا پیش روی سوار

پس ازین غزل او برد نصیب

زرع زان کس است کز نخست کشت

پردهٔ فانوبمن می باشد شریک نور شمع

جسم در خورد صفای دل مصفا میشود

پدر و مادری که نازارند

حکما عقل و نفس را دارند

پیش آرد هیهی و هیهات را

وز لویشه پیچد او لبهات را

تعداد ابیات منتشر شده : 466260