سیمین ساق، بانک شعر پارسی

که بسی شور و بی قراری داشت

گریه و اضطراب و زاری داشت

کشت شد خشک اگر نبارد میغ

ملک پژمرد اگر نخندد تیغ

کردم آن راکه بود از استادی

تا تنفس کند به آزادی

کش ازین غم به دل بود دردی

یا ازین راه بر رخش گردی

که چه می خواهی ز خون مؤمنان

کشته می گردند زین حرب گران

کوزه لب بسته از خم پر شراب آید برون

خامشی پیش کریمان از تقاضا بهترست

که ننگست بر شاه رفتن بجنگ

وگر همنبرد تو باشد پشنگ

که گفته است که صد دل به غمزه ای ببری

هزار صید به یک تاختن بیندازی

که این ترک بدساز مردم فریب

نبیند همی از بلندی نشیب

کای جهانگرد آسمان پیمای

شب تاریک کاه روز افزای

تعداد ابیات منتشر شده : 509595