سیمین ساق، بانک شعر پارسی

کای درد من اندهٔ نهانت

واندیشهٔ من خراش جانت

کرد خرج آب و گل کاشانه آرایی مرا

وقت آن کس خوش که خود را پیشتر از خانه ساخت

کلده و آشور و لیدی را گرفت اندر نبرد

مر یهودان را بداد آزادی و خشنودکرد

که این شیر مردی ز زنگ شبست

مرا باز گشتن ز تنگ شبست

کسی راست خرما ز نخل بلند

که بر نخل خرما رساند کمند

که تو را هم نماند گنجایی

خوشترم بعد ازین به تنهایی

که گر دست یابم بر ایرانیان

برم دین زردشت را از میان

که ز دست من برون رفتست کار

پیش من چندین میا چندین مزار

کژ روی جف القلم کژ آیدت

راستی آری سعادت زایدت

کز غم تو، سینهٔ من پرشرر شد

کز غم تو سینهٔ من پرشرر، پرشرر، پرشرر شد

تعداد ابیات منتشر شده : 502039