سیمین ساق، بانک شعر پارسی

گر بدانستمی آن خوی سلیمانی او

پیش او سجده کنان آمدمی چون هدهد

گر کشد ور رها کند، شاید

کش به پیش است تاج و تیغ و کفن

گفته بودی که نزاری همه زاری دارد

چون زر و زور ندارد چه کند هم زاری

گفتمت عهد به پایان نبری روزِ نخست

الحق الحق چه نکو عهد و وفایی داری

گر ترا شبهت و شکیست در این دانی چه

شبهت و شک ترا حل نکند جز قرآن

گر پدر پار به نزدیک پدر مهمان شد

پسر امسال به نزد پسر آمد مهمان

گرز روی لطف یکدم می کنی در کوی ما

وقت ما چون صبح از آن دم با صفا می آوری

گلستان شوق را، نشو و نمایی می دهی

بلبلان بی نوا را در نوا می آوری

گلبن بارآورش ما را نمی بخشید بوی

هم تو باری کز برش بویی به ما می آوری

گویی گرچه خوف حرمان هست پیش

هست اندر کاهلی این خوف بیش



تعداد ابیات منتشر شده : 361561