سیمین ساق، بانک شعر پارسی

گرد او گردان شوی صد مرده زود

تا بریزد بر سرت احسان و جود

گر بگویند آنچ می خواهد وزیر

خواست آن اوست اندر دار و گیر

گرچه از بهر مهر دل داری

شش درم ساخت کرد دیناری

گفتی به رنگ من گلی هرگز نبیند بلبلی

آری نکو گفتی ولی ما نیز هم بد نیستیم

گفت کای چشم و گوش من همه تو

مایه عقل و هوش من همه تو

گر بگویند آنچ می خواهی تو راد

کار کار تست برحسب مراد

گفت: ای ز وفا سرشته جانت

قاصر ز حدیث دل زبانت

گاو چون معذور نبود در فضول

صاحب گاو از چه معذورست و دول

گاو گر یوغی نگیرد می زنند

هیچ گاوی که نپرد شد نژند

گلخنی چون لقای شاه بدید

نقد هستی به پای شاه کشید

تعداد ابیات منتشر شده : 501619