بعاد ار بگذری میباش صرصر

چو برخوردی بهودی هاد میباش

چو بینی موسی میباش هرون

و گر فرعون ذوالاوتاد میباش

خلیل حق چه بینی شو ذبیحش

بنمرودی رسی شداد میباش

بر افکندگان افکندگی کن

بر سنگین دلان فولاد میباش

هوا را پشت پا زن خاک ره شو

تهی دست از جهان چون باد میباش

بغم خوردن بنه دل شاد میباش

خدا را بندهٔ آزاد میباش

تا توانی همچو فیض از مغز کو بگذر ز پوست

همچو شعر شاعر بیمغز ولا طایل مباش

چون حدیث او کنی سر تا بپا گفتار شو

چون شراب او کشیدی مست شو غافل مباش

جمله عالم را همه حق دان و در حق ثبت شو

حق شنو حقگوی و حق بین حق شنو باطل مباش

آگهی گر نیستت با عشق میکن احتیاط

رو دلیلی جو چو عقلت نیست بی عاقل مباش



تعداد ابیات منتشر شده : 167073