جز به گرد گل مگرد و جز به راه مل مپوی

جز به نایی دم مزن، و نرد جز با می مباز

روی بین و زلف ژول و خال خار و خط ببوی

کف گشای و دل فروز و جان ربای و سرفراز

گنج نه، گوهر فشان، صهبا کش و دستان شنو

بار ده، قصه ستان توقیع زن، تدبیرساز

تا همی دولت بماند، بر سر دولت بمان

تا همی ملکت بپاید بر سر ملکت بناز

هست با خط تو خط چینیان چون خط برآب

هست با شمشیر تو اقلام شیران خرگواز

هر مدیحی کو به جز تو بر کنیت و برنام اوست

خود نه پیوندش به یکدیگر فراز آید نه ساز

در عیان عنبر فشاند، در نهان لل خورد

عنبرست او را بضاعت، للست او را جهاز

قامت کوتاه دارد، رفتن شیر دژم

گونهٔ بیمار دارد، قوت کوه طراز

قیمت یکتا طرازش از طراز افزون بود

در جهان هرگز شنیدستی طرازی زین طراز؟

برکشد تار طراز عنبرین از کام خویش

چون برآرد عنکبوت از کام خود تار طراز

تعداد ابیات منتشر شده : 59270