سیمین ساق، بانک شعر پارسی

جوانی بود بهزاد از سپاهان

که بودی پهلوان پادشاهان

جان به لب رسیده سوی سینه بازگشت

در چشم وگوش مژدهٔ سمع و بصررسید

جام گیتی نما ز ما بستان

ساغر پر ز ما بیا بستان

جز بدو سازوار نیست مدیح

جز بدو آبدار نیست ثنا

جوانی که با رنج و سستی بود

به از پیری و تندرستی بود

جوان گرچه سوزد ز حرمان زر

ولی پیر ازان بیش یابد اثر

جوانیّ و گرم است هنگامه ات

چه می آوری بر سر نامه ات

جان جهانی و دلم برده ای

گوی مگو هیچ خموشم به جان

جوان را ز پیری نباشد خبر

ز نخل کهن پرس جور تبر

جانا تو بنیکویی فریدی

وین زلف چو عنبر تو عطار



تعداد ابیات منتشر شده : 292213