سیمین ساق، بانک شعر پارسی

جزع در چشمهاش خوان آرای

غول بر گوشها فقاع گشای

جادوان فرعون را گفتند بیست

مست را پروای دست و پای نیست

جهد کن کز جام حق یابی نوی

بی خود و بی اختیار آنگه شوی

جهان آفرین وز جهان بی نیاز

به هنگام بیچارگی چاره ساز

جوز ده سال عمر می خواهد

که قوی گردد و به بار آید

جوابی نبشت آنچنان دلپسند

که بوسید دستش سپهر بلند

جرنجاش بر میسره شد تباه

بدست فریبرز کاوس شاه

جهاندیده گودرز کشوادگان

بزرگان بسیار و آزادگان

جوانی مکن گرچه هستی دلیر

منه پای گستاخ در کام شیر

جز انتظار و جز استقامت

وطن علاج دگر ندارد

تعداد ابیات منتشر شده : 501619