سیمین ساق، بانک شعر پارسی

جامهٔ اطلس کمر زرین روان

روی کردی سوی قبلهٔ آسمان

جهاندار بنشست بر تخت عاج

بسر برنهاد آن دلفروز تاج

جنون گردید ما را رهنمای کعبهٔ شوقی

که از دلهای بیطاقت بود ریگ بیابانش

جهانی چنین پرز نفط سپید

ز طوفان آتش نگهدار بید

جز مگر دزدی که خدمتها کند

صدق او بیخ جفا را بر کند

جوهر عشق آن زمان بر خلق ظاهر شد که حسن

ذوالفقار شمع از بال و پر پروانه ساخت

جمله غمازان ازو آیس شوند

سوی ما آیند و افزایند پند

جلوه حسن تو کجاست که نیست

جذبه عشق تو کراست که نیست

جنبش مژگان گرانی می کند بر عارضش

سایهٔ گیسو کبودی می رساند بر تنش

جوی شیر و شهد گردد در تنش رگ زیر خاک

هر که کام خلق شیرین کرد هنگام حیات

تعداد ابیات منتشر شده : 502039