سیمین ساق، بانک شعر پارسی

جود مطلق درکمین سایل ست اما چه سود

شرم تکلیف اجابت دست ما بالا نکرد

جانم حیاتی از نظر دوست وام کرد

دل پیش تیر غمزه به رسم نشان نهاد

جهان دید پرخیل دلبر فغان

همه برده از پرده بر مه فغان

جهانی مرد و زن چون آن بدیدند

از آن زن، بر زمین طوفان بدیدند

جهان و مکان و زمان آفرید

پی مور و پیل گران آفرید

جهد کن تا مگرتو هم بچشی

جرعه ی جام احمد جامی

جز جامۀ سیاه نماندست بر حسود

زان منبر و خطابت و آشوب و گیر و دار

جان را ز بهر مدحت آل رسول

گه رودکی و گاهی حسان کنم

جانا، مده اگر دو جهانت دهند، از آنک

یوسف به من یزید نشاید فروختن

جام فلک بنور ضمیرت جهان نمای

گوی زمین بمیخ و قار تو استوار



تعداد ابیات منتشر شده : 380525