سیمین ساق، بانک شعر پارسی

ژغژغ آن عقل و مغزت را برد

صد هزاران عقل را یک نشمرد

ژاله بین بر سمن فتاده چنانک

اشک وامق به روی عذرا بر

ژرف کردم نگه که زیرین کیست

دست و انگشت کیست با خاتم

ژاله خورشید شعله بارد اگر

درجهد برق خاطرش به غمام

ژنده پوشانی که آنجا زندگان حضرتند

تا نداری خوارشان از روی نخوت زینهار

ژنده پیلان تو گردانند چون حمله برند

غارها را کوه کوه و کوهها را غارغار

ژولیدگی مو نبرد عیب خرد

دیوانه عشق را نشان دگر است

ژولیده خاسته ست، تفحص کن، ای رقیب

کاندم که خفته پهلوی جانان من که بود؟

ژنده پیلان تو چو پیلانند

از پس و پیش آن قوی لشکر

ژاله بر لاله فرو می چکد از دامن ابر

خیز و با لاله رخی ساحت گل زار ببوی



تعداد ابیات منتشر شده : 292199