ژنده پیلان تو چو پیلانند

از پس و پیش آن قوی لشکر

ژاله بر لاله فرو می چکد از دامن ابر

خیز و با لاله رخی ساحت گل زار ببوی

ژاله و صبح بهم یافته کافور و گلاب

زاین و آن داروی هر درد سر آمیخته اند

ژاله گشته سرشک من ز عنا

لاله گشته دو چشم من ز سهر

ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد

وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد

ژنده پیلان کز در دریای سند آورده ای

سال دیگر بگذرانی از لب دریای نیل

ژالهٔ نعمت از هوای سخا

بانوی ملک پرور افشانده است

ژاژخایی هنر دندانش

هزل دستور لب خندانش

ژاله بر آن جمع ریخت روغن طلق از هوا

تا نرسد شمع را زآتش لاله عذاب

ژرف بحریست پر از آب حیات

موج زن آمده از کل جهات



تعداد ابیات منتشر شده : 206498